مرتضى مطهرى

461

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

به هر حال اين هم نظريهء ديگرى است كه بعضى از متكلمين گفته‌اند و حاجى مىفرمايد اصلا همه اينها شبهاتى است در امور بديهى . همّ ما فقط بايد اين باشد كه شبهات اينها را نقل كنيم و بعد آنها را رد كنيم . همين كه شبهات را رد كرديم ديگر مطلب حل شده است . نكته نكته‌اى كه در اينجا بايد اضافه كنيم اين است كه عنوانى كه حاجى در شرح قرار داده است اين است : « فى أنّ المعدوم ليس بشىء » يعنى معدوم لا شىء است ، ولى در متن اشعارش مىگويد : « ما ليس موجودا يكون ليسا » يعنى آنى كه موجود نيست ليس محض است . اين دو تعبير اندك فرقى با يكديگر دارند . اگر ما فقط نظريهء اول را مىخواستيم رد كنيم همان عنوان اول برايش كافى بود كه « المعدوم ليس بشىء » ولى اگر هر دو نظريه را بخواهيم رد كنيم بايد عنوان « ما ليس بموجود ليس بشىء » را بياوريم . نظريهء اول اين بود كه معتزلى مىگفت بعضى از معدومات در عين اينكه معدومند شىءاند . پس عنوان « المعدوم ليس بشىء » اين نظريه را رد مىكرد . اما نظريهء دوم يا نظريهء « حال » مىگفت بعضى از امور نه معدوم‌اند و نه موجود و معذلك شىءاند ، نه اينكه معدوم‌اند و شىءاند . اين نظريه نمىگفت « حال » معدوم است ، بلكه مىگفت « حال » لا موجود و لا معدوم است . هر دو نظريه قائل بودند كه ما يك لا موجودهايى داريم كه آن لا موجودها شىءاند ، منتها نظريهء اول آن لا موجودها را مىگفت معدوم‌اند و شىءاند و نظريه « حال » مىگفت آن لا موجودها كه شىءاند لا موجودند و لا معدوم‌اند . پس عنوان « المعدوم ليس بشىء » نظريهء دوم را نفى نمىكند ، ولى عنوان « ما ليس بموجود ليس بشىء » هر دو نظريه را نفى مىكند ، هم اولى را نفى مىكند هم دومى را . پس اگر ما بخواهيم يك عنوانى بياوريم كه هر دو را نفى كرده باشيم بايد بگوييم : « ما ليس بموجود فهو ليس » . اين عنوان شامل هر دو مسأله مىشود ، اما اگر بگوييم : « فى أن المعدوم ليس بشىء » شامل مسألهء اول مىشود ولى شامل مسألهء دوم نمىشود . پس عنوانى كه حاجى در متن شعرش آورده است رساتر است از عنوانى